الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
50
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اما نظام فاعلى كه مؤلف دانشمند آن كتاب بدان تمسك جستهاند كوچكترين خدمتى به توحيد نكرده و نمىتوانسته است بكند . علوم از نظر نظامات فاعلى تنها كارى كه مىكند اين است كه به قول شما ثابت مىكند كه هيچ پديدهاى مستقل و اتفاقى نيست بلكه وابسته به پديده يا پديدههاى ديگر است ، و هم ثابت مىكند كه پديدهها معلول دخالت خدايان و موجودات نامرئى كه مشركين و غيرمشركين حوادث را بدانها توجيه مىكردند نيست ، و ازاينرو ثابت مىكند يك نظام متقن علّى و معلولى ميان خود پديدهها حكمفرماست و اين رشته از بىنهايت سرچشمه گرفته و تا بىنهايت ادامه دارد . اما كجاى اين مطلب با توحيد ارتباط دارد ؟ مگر ماديين كه منكر خدا هستند وجود نظام متقن علّى و معلولى را به اين صورت انكار دارند ؟ آيا خدا كه انبيا بدان دعوت كردند يعنى « مجموع نظام غيرمتناهى علت و معلول » ؟ ! بدون ترديد جواب منفى است و گرنه بايد با ماديون به توافق برسيم آنها هم مىگويند خدا يعنى ماده و طبيعت . اينكه طبيعت در همهجا يكسان عمل مىكند دليلى جز بر وحدت نوعى عناصر طبيعت نيست و به هيچوجه بر وجود قوهاى واحد ، احد ، صمد ، بسيط غيرمتجزّى ، ثابت دائم ، ازلى ، قاهر و غالب دلالت نمىكند . آيا اين سخن پذيرفته است كه وجودِ موجودِ واحدِ ازلىِ حىِّ فعّالِ عليمِ قديرِ مريدِ سميعِ بصيرِ مسلّط و قاهر بر طبيعت و خالق و آفرينندهء آن از ساختههاى فلسفهء يونان است و پيغمبران چنين چيزى نگفتهاند ، پيغمبران آمدهاند كه مردم را به طبيعت دعوت كنند و اعتقاد به خدايان و ارواح و شياطين را از بين ببرند ؟ ! آيا اين جز سپر انداختن در مقابل ماديين نمىباشد ؟ ! نظام فاعلى علت و معلول مىتواند در مسائل توحيد مورد استفاده قرار گيرد ولى به مفهوم فلسفى علت و معلول نه به مفهوم علمى آن . مفهوم علمى علت و معلول عبارت است از رابطه و پيوستگى وجودى حوادث زمانى كه متوالياً يكديگر را